از اونجایی که خواستار مکالمات شیرین ما شده بودین بر آن شدیم تا گزیده ای از مکالمات شیرین دوران نامزدی رو در این مقال بگنجانیم...
نشسته بودیم پای کامپیوتر محترم و گشت و گذار مینمودیم
که شنیدیم تیلیفون به صدا در آمد ما که ککمان نیز نگزید چون به نظر نمیامد با ما کار داشته باشند و به کار خود ادامه دادیم تا این که مادر مان آمدند به اتاقمان و فرمودند که جناب شازده یا همان X معروف بود! که گوشیه بدون سیم را روی میزمان گذاشت تا تماس ناکام را که قطع شده بود را به کام ما شیرین کند!
دررررر دررررر دررررر ( مثلا صدای زنگه)
بعد از برداشتن گوشی و سلام واحوال پرسیهای معمول و چاق سلامتی و صد البته علت کوچک بودن انگشتر!...
من: خیلی خوشحال شدم که صداتو شنیدم دلم برات تنگ شده بود
X: منم همینطور.. گفتم قبل ازینکه برم سر کار باهات صحبت کنم بعد برم
من: آخی... الان اونجا ساعت ۸:۳۰ صبحه ؟
X: آره اونجا چنده ساعت؟
من: ساعت ۶ بعد از ظهره
X: راستی انگشترتو بردم که عین همونو کوچکترشو بگیرم بهم گفتن که چون این انگشتر سفارشیه مثل این در نمیاد ممکنه نگین و الماسش از نظر کیفیت پایین تر باشه کلا مثل این مدلی که دارید نمیشه.. که منم قبول نکردم حالا قرار شده که بدم یه شرکتی اونجا کوچیکش کنن
من: اشکال نداره چون اونجا همه کارشونو بلدن میدونن چی کار کنن خیالمونم راحته!
X: آره ... میدونی چی شد؟! من وقتی رسیدم اینجا دیدم که یه سری وسایل و حلقه های شماره دار و اینا رو دارم دیدم اون شماره ای که تو گفتی واسه انگشتت درست بود تقصیر دوستم بود که گفت منم واسه خانومم همین شماره رو سفارش دادم پس بیا انگشتر رو دست خانومم کن اگه اندازه بود بخرش
من: من که گفتم خانوم اون انگشتش به من نمیخوره بزرگتره!
X: آره گفتی ولی تقصیر دوستم شد دیگه رفتم کلی دعواش کردم! 
من: دستت درد نکنه دیگه تو زحمت افتادی! 
X: نه عزیزم چه زحمتی ... الان دارم میگردم یه دستبند از جنس انگشتر که بهم بخورن برات پیدا کنم بخرم
من: واییی عزیزم دستت درد نکنه راضی به زحمتت نیستم! 
X: راستی تو چرا موبایلت خاموشه؟ هر بار زنگ میزنم 
من: مشکل پیدا کرده باطریش قاط زده!! 
X: عیبی نداره یه گوشی خوشگل اینجا پیدا کردم برات میخرم میفرستم.. صورتی خوبه؟
من: وایی مرسی ممنونم نه حالا لازم نیست!!
X: خانوم دوستم تا ماه دیگه میاد ایران اینارو میفرستم با خودش بیاره
من: مرسی عزیزم راستی این گوشیم کی پدش مشکل داشت اگه پیدا کردی اونم بفرست!!
X: آهان خوب شد گفتی باشه
من: عزیزم دیگه مزاحمت نشم دیرت میشه میخوای بری
X: خیلی خوشحال شدم صداتو شنیدم تو هم هر وقت کار داشتی وقت و بی وقت بهم زنگ بزن!
من: باشه عزیزم مزاحمت میشم .....................................
X: ................................ خداحافظ عزیزم
من: خداحافظ عزیزم 
پ.ن: انتظار ندارید که اون بالا جای خالیو با کلمات نامناسب پر کنم؟!! 
آری این چنین بود این مکالمات پر بار ما البته شاید بعضی چیز ها رو نیز فراموش کرده باشم که بگنجانم ولی برای این جماعت کوچولو موچولو و بی جنبه خوب نمیباشد! 
این مکالمات مال امروز شنبه میباشد و از اونجایی که یکشنبه ها ما در تماسیم فردا نیز مکالماتی داریم
اگر فراخور حال اینجا بود و قابل نوشتن میاییم مینویسیم! 
بازم پ.ن: اسم آقای ایکس رو میزارم پوآرو به خانوم مارپل هم میاد!!
ما برویم که دیگر کاری نداریم!!
