تبليغاتX
خانوم مارپل
     
 

خانوم مارپل

 
 

متهمان ردیف اول

♥♥عكسستان♥♥

~خانوم مارپل در وردپرس~

یه دختر 20 ساله

مـــــــــــــــــن آزادم ..ااااا

قزن قلفی

بولوت

آقای زیپ و خانوم زیگزاگ

من نوشا هستم

کلبه سفید

سیرترشی متاهل

مداد رنگی

نوشته هاي يك جوان ایرانی

بلاگ می

elipo

نیرونا

دل نوشته های من

این وبلاگ بد آموزی دارد

گیلاسی

sober

یک سارا

مــاجـــراهــای اُلــیــــو و مــلــوان زبـــــل!

بوف بینا

نقاش دلها

اردیبهشتی تمام عیار

قالب وبلاگ

 

امكانات جانبي

RSS 2.0

 

Powered by  MyPagerank.Net

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

     
 

بعد از سفر!!

 
نمیدونم چرا حس آپیدن نبود و نیست!

ظاهرا دوران نومزدی ما با بقیه فرق میکنه... من اینجا X هم اون سر دنیا... تلفنی هم که دیگه حرفی واسه گفتن نداریم از بس حرفامونو زدیم!! یه نمونه از مکالمات ما بعد از سلام واحوال پرسی!!

من: خوب چه خبرا؟

X: سلامتی عزیز تو چه خبرا تعریف کن ببینیم؟

من: چی بگم؟ سلامتی.. خبر خاصی نیست... میگذرونیم

X: دیگه تعریف کن چیکارا کردی؟!

من: کار خاصی نکردیم طبق معمول تو خونه ام

X: راستی دیروز رفتم انگشترتو عوض کنم شماره کوچیکترشو بگیرم گفتن که ازین شماره کوچیکتر نمیزنن!! 

من: مگه میشه!! یعنی کسی پیدا نمیشه که انگشتش ازین کوچیک تر باشه؟!!

X: منم همینو گفتم گفتن برید با منیجرش صحبت کنید اگه بشه باید از نیویورک بفرستن براتون اونم یه ماه طول میکشه! 

من: عیب نداره ناراحت نباش ایشالا درست میشه...

X: ایشالا... خب دیگه چه خبر تعریف کن ببینیم!!!!!

........ همینجوری بگیر برو تا آخر! بس که از جیک و پیک هم خبر داریم دیگه حرفی نمونده!!

( بعد نیم ساعت ) من: خب دیگه مزاحمت نشم میخوای ناهار درست کنی!!

X: نه عزیزم من مزاحمت شدم دیر وقته برو بخواب.. از دور میبو*سمت!! بای

من: منم همینطور!! بای  

حالا جریانه اون انگشتر این وسط جریانه تازه ای بود و گرنه تا صبح باید همینجوری پیش میرفتیم!

آخه تو جشن نامزدی وقتی انگشتر رو انداخت انگشتم برام بزرگ بود طوری که حتی تو انگشت وسطیم هم لق میزد! واسه همین قرار شد با خودش ببره کوچیکترشو بگیره برام بفرسته... در ضمن واسه این کوچیک بود که از اون ور دنیا آورده بود من که اونجا نبودم تا دستم کنم ولی شماره انگشتمو داده بودم نمیدونم چرا باز اینجوری شد خودش هم تعجب کرد آخه خودش تو کار طلا جواهر استاده...

اینم از پست امروز ما!

ازین به بعد سعی میکنم به هر بهانه ای بیام پست بزنم هر چند کم ولی قول نمیدما!! 


دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 |

 
     
 

سفرنامه!!

 
پ.ن۲: هوراااااا پرسپولیس قهرمان شد به قطبی نازنین تبریک میگم

 پ.ن: قالب رو عوض کردم چه جوریه این قالبه؟ خوبه؟؟ بده؟؟ نسبتا خوبه؟؟ نسبتا بده؟؟ یا اصلا بندازمش تو اتاق تمساح ها؟!!

 سلام به همه دوستان عزیزم ..Helloبه سلامتی ما هم برگشتیم!!

قرار بود ۳ هفته بمونیم دیدیم بعضی از دوستان ابراز ناراحتی کردن که کجایی بیا دلمون تنگ شده و ازین حرفا ما هم طاقت نیاوردیم زود شال و کلاه کردیم چمدونای پر بارمون رو بستیم  پیروز مندانه برگشتیم به ولایتمون!

از دبی به کیش پرواز داشتیم ۹شب رسیدیم کیش ساعت ۱۰ شب رفتیم بازار! آخه ۲ هفته تو دبی خرید نکرده بودیم تو گلومون گیر کرده بود خرید! یه سری هم تو کیش خرید کردیم صبح دوباره پا شدیم یه سری دیگه رفتیم بازار! (حالا ساعت ۱ ظهر پرواز داریم به تهران!) ساعت ۱۱:۳۰ از خرید برگشتیم!!

خلاصه ساعت نزدیکای ۴ رسیدیم خونه با کلی بارو بندیل که هنوزم من وسایلمو جابه جا نکردم! پخشه تو اتاقم.. خب چیکار کنم هنوز خسته سفرم!!

دیدین چه جوری ماست مالی کردم نگفتم اونجا که ما رفتیم چه خبر بود!! ظاهرا ازآخر به اول گفتم!!

از همون اولش میگم چون آخرش جالبه از آخر بگم قضیه لو میره! 

اولش ازینجا شروع میشه که چهارشنبه ۴ اردیبهشت صبح کله سحر ساعت ۴:۳۰ پا شدیم ساعت ۵:۱۵ آژانس اومد رفتیم فرودگاه مهرآباد به مقصد کیش اینم بگم واسه اینکه نریم اون یکی فرودگاه ازینجا رفتیم کیش که بعدش بریم دبی...

ساعت ۶:۳۰ پرواز کردیم به سمت کیش که خلبانش هم آشنا بود که من بابا صداش میکنم!

بعد ازینکه رسیدیم کیش یه کم استراحت کردیم رفتیم بازار هم خرید هم تفریح...

فرداش رفتیم دبی که هواش بد نبود گرم بود ولی شرجی نداشت که اینش خوب بود...

رفتیم هتل چند نفر هم اونجا منتظر ما بودن که اصلا دلیل رفتنم به اونجا یه نفر بود که از ینگه دنیا اومده بود تا منو ببینه!! تو فرودگاه اومده بود دنبالمون با یه دسته گل خوشگل که داد به من! خدایش دسته گل هم خوشگل بود هم با دوام چون تا موقعیکه ما برگردیم هنوز شاداب مونده بود.. حالا از دوری من گله پژمرده بشه اون یه چیز دیگست!!  

اسم اون یه نفر رو فعلا میذارم X تا بعد هویتش فاش بشه!  

خلاصه کنم که اون ۲ هفته روز اولش که خونه یکی از فامیلا دور هم بودیم که شبش بریم هتل که X چمدونشو آورد شروع کرد به دادن سوغاتیا که هر لباسی که در میاورد یکی در میون ماله من بود! از خجالت که آب شدم جلو اونا بیچاره خودشم خجالت میکشید!     فکر کنم ۱۰ یا ۱۵ دست لباس واسه من در اومد از چمدون! حالا بماند که هر بار رفتیم خرید کلی هم اونجا گیرم اومد!  یه سری هم خودم خریدم!                               

از بس لباس و وسیله داشتم که اونجا یه چمدون بزرگ هم خریدیم! کلا خیلی خوش گذشت جای شما خالی بود دیگه... روزا میرفتیم بیرون گردش و خرید شبا هم که تا دیر وقت دور هم بودیم صحبت و بازی و خنده و اینا... 

تو اون ۲ هفته که اونجا بودیم منتظر ۲ نفر دیگه هم بودیم که به جمع ما اضافه بشن تا ما به کار اصلیمون برسیم که ۲ روز مونده به برگشت ما اونا اومدن که البته تاخیرشون موجه بود....

میرسیم به اصل موضوع و علت اصلی سفر من......

شب دوشنبه ۱۶ اردیبهشت من و X به نامزدی هم در اومدیم البته خصوصی که بعدا به فوامیل هم بگیم که چه خبر بوده...!!  

باید بگم که X یکی از فامیلای نزدیک ما هستش که آذر ماه سال گذشته از ینگه دنیا بعد از چند سال اومد دبی که ما هم رفتیم دیدنش اونجا بود که مامانش ازما جواب خواست که ما هم گفتیم بریم فکرامونو بکنیم بعدا جواب میدیم!

در ادامه باید بگم که X رو از هر لحاظ میشناسمش اخلاق خوبی داره... آدم درستیه یعنی دروغ تو کارش نیست و بهش اطمینان دارم و منم بهش این اطمینانو دادم که مثل خودشم یعنی منم از دروغ خوشم نمیاد و....

خدا رو شکر میکنم که X ماله من شد    چون همیشه از آینده ام میترسیدم که چه میشه چه بلایی سرم میاد ولی الان به آرامش رسیدم چون اونی که میخواستم بدست آوردم و مطمئنا X هم اونی که میخواسته بدست آورده بلکه بیشتر!!

از صمیم قلب دعا میکنم که همه به آرزوهاشون برسن و اونی بشه که میخوان...

یه چیزی داشت یادم میرفت من قرار بود از دبی  ۱۵ این ماه به مناسبت تولد یکی از بهترین و عزیزترین دوست زندگیم Heart Smile یه پست بزنم که نت هم داشتم برای این کار ولی بنا به تشخیص دوست عزیزم این کار انجام نشد ولی من که طاقت ندارم هر چند با تاخیر هست و میدونم که منو دعوا هم میکنه! ولی تولد نیلوفر عزیزم رو تبریک میگم امیدوارم که همیشه خوب و خوشحال و سلامت همراه خانوادش زندگی کنه و براش بهترین آرزوها رو دارم...

                                                         Birthday Party         

نیلوفر جونم خیلی دوست دارم... خیلی برام عزیزی...  I Love You

بازم میگم اگر نوشتم خوب نبود به خوبیه خودتون شک نکنید!

شب و روز خندان و شادی رو داشته باشید..


شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 |

 
     
 

سفر !!

 
فکر کنم که دیگه قتلم واجبه با این غیبتای صغری کبری من!!

ولی این دفعه به جون خودم واجبه!

ازفردا یه ۳ هفته نیستم میرم یه جایی که همین دوره براس امیر نشینه توریستیه! آره دیگه

هم تفریحه هم یه کاریه که ...

اصلا بعد ازینکه اومدم همه چی خوب بود براتون میگم که چه خبر بود!

بازم یه عزیزی زحمت کامنتارو میکشه  ازش خیلی ممنونم

ممکنه از اونجا یه پست مشتی بزنم ۱۵ این ماه بیایید اینجا اگه نت گیرم بیاد حتما پست میزنم ممکنه یه روز زودتر یا دیرتر بشه یادتون نره

ممنونم از همتون


سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 |

 
     
 

عاشقانه هایی برای تو!!

 
این چند روزه فرصت کردم که آهنگای جدید رو گوش کنم اگه برای اولین بار خودم بخوام یه آهنگی رو گوش کنم اولشو گوش میکنم اگه خوشم نیومد میزنم آهنگ بعدی! ولی اگه یکی تعریف کنه از آهنگ یا شعرشو بخونم میرم تا آخر اونو گوش میدم یعنی همون آهنگی که از اولش خوشم نیومده بود که آخرش عاشق اون آهنگه میشم!!

آلبوم لی*لا فرو*هر رو گوش کردم فقط از ریتم آهنگ به جون تو خوشم اومد منم که بی جنبه تا حالم از آهنگ بهم نخوره اونو گوش میدم! گذاشتم تو ریپیت که خود خواننده زد تو سرم که بسه بابا دهنم سرو*یس شد از بس اینو تکرار کردم!

آهنگ لیلا خانوم باعث شد که برم تو یه حس خوب و تصمیم به پست زدن بگیرم حالا از تو آلبوم جدیدش  قسمتایی که به حال و هوای من و اون میخوره میزارم اینجا که بمونه یادگاری واسمون Heart Smile

ماهه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماهه من غصه نخور
دنیا رو بسپار به خدا
هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا
.... *آهنگ ماه من*

-------------------------------------------------------------------------------

مجنون به لیلا می رسه .....

اما من و تو میدونم همیشه با هم میمونیم
من به تو ثابت میکنم ما میتونیم ما میتونیم

قطره به دریا میرسه
پاییز به یلدا میرسه
به گوشه دنیا میرسه
مجنون به لیلا می رسه

مجنون به لیلا می رسه
قلبتو کلبه کن برام
جنونتو به رخ بکش
من از تو رویامو میخوام
.... *آهنگ مجنون به لیلا میرسه*

-------------------------------------------------------------------------------

از تو بهتر مگه میشه پیدا
عشقت تو قصه مگه میشه جا
خوب میدونم اهل آسمونی
اگه بری زمین میشه تنها

نازو لبخند صدات هارمونیه
نفست هزارو یک سمفونیه
اون ستاره هایی که کوچیکترن
همش از خدا میپرسن اون کیه

اون کیه چرا همه دیوونشن یه عالمه.... آهنگ مگه میشه*

-------------------------------------------------------------------------------

بهانه ترانه ساده عاشقانمی
برای زنده بودنم
تو بهترین بهانمی

اومدی تا ستاره های آسمون
با نگاه ناز تو ماله من بشن

اومدی با یه دنیا قصه قشنگ
اومدی آغوشم واسه تو باز بشه
اومدی که واسه همیشه زندگیم
تو بهشته رویاهات رها بشه

مگه میشه بی هوات
لحظه ای نفس کشید
مگه میشه بی چشات
رنگ خوشبختی رو دید
.... *آهنگ بهانه*

-------------------------------------------------------------------------------

آرزوی من اینست که دو روز طولانی
در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی

آرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من اینست هستی تو من باشم
لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من اینست در شبی پر از رویا
پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریا

آرزوی من اینست زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم تو برای من تنها

آرزوی من اینست..... *آهنگ آرزوی من این است*

-------------------------------------------------------------------------------

میخوام برم
همین روزا
بدون تو
دارم میرم
.... *آهنگ به جون تو*

-------------------------------------------------------------------------------

خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره
.... *آهنگ خیلی سخته*

پ.ن۱: یه وقت سو تفاهم پیش نیادا من اون برداشتی که کردم با یه نفر دیگه که اینو میخونه فرق میکنه چون جای من نیست که بدونه چه حسی داشتم و دارم..

پ.ن۲: منظورمو از آهنگ به جون تو خودش میدونه چیه! یه وقت منفی بافی نکنید!

پ.ن۳: واسه آهنگ آخری یعنی خیلی سخته منظوری نداشتم هویجوری گذاشتم!

نظر شما چیه؟؟ شما اگه عاشق بودین چی کار میکردین؟؟


یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 |