من نمیدونم چرا هر روز یه برنامه جدیدی واسه ما در میاد واسه ممالک دیگه در نمیاد!
یه روز سی*صد یه روز پرس*پولیس یه روز فت*نه لابد یه روز دیگه چهارصد یه روز دیگه استقلال همینجوری بگیر برو الی آخر!! 
این گلف ایرانی و گلف عربی هم که سریال شده ماشالا هر چند ماه یه بار پخش میشه همه جا ما هم که دستمون به جایی بند نیست واسه مقابله باید بم*ب کار بزاریم تو گوگولی! که اونم شاید توسط نیروهای جان بر کف خنثی بشه!
از من ایراد نگیریدا چون نرفتم تو کارش ببینم چه خبره اصلا هم دوست ندارم برم ببینم چه خبره چون یه مضمون تکراری و کسل کننده اس!!
این یه پیشنویس بود که کلامم رو آغاز کنم!!
تو بعضی وبلاگا نوشته هاشون رو شماره گذاری میکنن اینجوری خوبه چون نوشته ها مسیر مشخصی رو طی میکشن! بعدشم این خیلی خوبه که چیزای مفیدی از وبلاگا یاد بگیری و اونارو تو این ایستگاه پیاده کنی!.. ایستگاه آخره ها کسی خواب نباشه!
اممممم چی میخواستم بگم؟؟ یادم رفت!!
همینجوری بی دلیل اومدم یه چیزی بنویسم شاید از توش یه پستی در بیاد.. تنبل نیستما ولی یه چیزی که تو ذهنم جرقه بزنه باعث بشه که مخم شعله ور بشه بعد بیام اینجا هنوز اتفاق نیوفتاده!
کسی اینجا کبریت نداره؟!!
* آقا این شیشه دوجداره که میگن اینه؟؟ ما که تو اتاقمون قندیل بستیم از لای پنجره هوا میاد پرده هارو تکون میده تکون که چه عرض کنم از حق نگذریم نوازش میکنه! هوای بیرون از اتاق من گرمتره! رادیات هارو هم بستیم که مثلا هوا بهاریه!
*این چند مدت که نبودم البته بودم ولی از نظرها پنهان بودم! کامپیوتر محترممان بازیش گرفته بود منو هم بازی میداد..
ای بگم تو روح این وزا*رت نی*رو چیز وارد بشه که هر چی میکشیم از اوناست!
حتما یادتونه که زمستون قطعی برق داشتیم ازون ورم هم سوخت نبود گاز نداشتیم و مکافاتی بود.. معلومه که یادتونه!! اون شبا ما به اینترنت کبریتی که وصل بودیم برق میرفت کامپیوتر ما هم ازون موقع مشکلاتی براش به وجود اومد که بعدان معلوم شد که بعله از نوسانات برق ۶ قطعه از سخت افزارهای ما باید تعویض بشه... بماند که نزدیک ۳۰۰ تومن تو گلوش گیر کرده بود با یه آب خوردن حل شد!
حالا قرار شده منم یه نامه از شرکت بگیرم برم اداره برق بگم پولمو بدین تقصیر شما بود!
م*ملکت گل وبلبل ما بسیار مایه خشنودی ما رو فراهم آورده و بسی بسیار خوشحالیم که درین وادی روزگار میگذرانیم!!
آقا هیشکی کار خودشو درست انجام نمیده.. آخه چرا؟؟
ما که اومدیم این خونه شب عید بود همه کارا هم موند واسه همون موقع که همه سمبل کردن رفتن تا بعد عید... قبل عید پرده سفارش دادیم آورده زده همه جاش ایراد داشت گفت میره بعد عید میاد درست میکنه... کابینت که دیگه هیچی همه جاش پر ایراده جالب اینجاست که عیب کار خودشو قبول نمیکنه میگه دیوار کجه!
بدون هیچ تصمیم قبلی اومدم بنوسیم هم سبک بشم هم پستی زده باشم هم غرغر کرده باشم هم دیداری تازه کرده باشم خلاصه کلی کار کرده باشم!!
ازین پستم اصلا خوشم نیومد چون خوشم نیومد دیگه! اگه خواننده همیشگی وبلاگم بوده باشین میدونین که سبک نوشتم چه جوریه!!!
منتظر پست بعدیم باشین چون میخوام خبرایی بدم که بازم بوی غیبت صغری کبری میده!! اگه بدونین به چه دلیل خوشحال میشین!!
بریم بخوابیم تا بیشتر ازین چرت و پرت ننوشتیم!!
آهان یه چیزی یادم اومد این لینک رو برین توش و امضا کنین که دیگه عرب از این غلطا نکنه! با این کارتون تو دهن عرب بزنین! اینم گذاشتم که نگید ایرانی نیستم! 
شب و روز ایرانی داشته باشید!